الشيخ حسين المظاهري
36
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
ديگرى بيان فرموده است و اين هم از شاهكارهاى قرآن است . در سورهء جمع مىفرمايد : هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاميّيّنَ رسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتة و يُزَكيهِمْ و يُعَلِّمُهُمْ الكِتابِ والْحِكْمَة وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ « 1 » منظور اين است كه شما ملتى بىسواد و گمراه بوديد ، من هم در بين شما بزرگ شدم و بىسواد بودم . شما درس نخوانديد ، من هم درس نخواندم تاريخنويسها مىنويسند در آن زمان در سرتاسر حجاز تنها هفده نفر سواد داشتند و بقيه مردم « آمى » بودند ، بىسوادهايى كه هيچ خواندن و نوشتن نمىدانستند . پيامبر هم در بين همينها بزرگ شده و « امى » بود اما همين پيامبر امى ، مىفرمايد : يك كتاب آوردهام ، معجزه است ، هم كتاب است و هم حكمت ، چون كتاب است و زبانش عربى است مىتوانيد معناى ظاهرى آن را بهميد اما از آن جهت كه حكمت است چيزى حاليتان نمىشود . لذا امام ( ع ) مىفرمايد اين روايات ما را بگذاريد كه در دوره آخرالزمان افرادى مىآيند و از آنها استفاده مىنمايند . مرحوم « طبرسى » كه « مجمعالبيان » را نوشته يك ميليونيم از حكمت قرآن را هم نتوانسته است بيان كند . استاد بزرگوار ما مرحوم علامه طباطبايى رحمةالله عليه كه « الميزان » را مىنويسد ، يك ميليونيم قرآن را هم نتوانسته است تصوير كند ، چون قرآن « هم كتاب است و هم حكمت ، معجزه هم همين است . » خلاصه بحث « والقران الحكيم انك لمن المرسلين » قسم به قرآنى كه سراسر حكمت و معارف است ( بدون تشكيل صغرى و كبراى منطقى ) ، تو پيامبرى ، و دليل پيامبرى تو قرآن است چرا ؟ زيرا كه حكمت دارد و آدم بىسواد با حكمت سروكار ندارد . مثلًا كسى كه منطق نخوانده است از كجا مىداند كه قياس شكل اول و دوم و سوم و چهارم يعنى
--> ( 1 ) - سوره جمع آيه 3 : اوست خدايى كه ميان عرب امى ( يعنى قومى كه خواندن و نوشتن نمىدانست ) پيغمبرى ( بزرگوار ) از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات او را تلاوت كند و آنها را پاك كند ( و تزكيه نمايد ) و كتاب ( الهى ) را تعليم دهد و حكمت ( الهى ) بياموزد ، با آنكه پيش از اين ، همه در گمراهى آشكارى بودند .